گنجشک دوست داشتنی ..
کارم تموم شده بود و داشتم برمیگشتم خونه ، طبق معمول گفتم تا ی جایی قدم بزنم ، به همون پارک کوچیک بلوار طالقانی ک رسیدم احساس خستگی کردم و اومدم ک رو نیمکت همیشگی بشینم دیدم ی خانوم با بچه ش جلوتر از من رفتن به سمتش .. ، ی کم جلوتر رفتم و ی جا دیگه واس نشستن پیدا کردم .. ی کم خستگی در کردم و دیگه کم کم داشتم پا میشدم ک ی گنجشک رو دیدم بی توجه به آدما ب طور بامزه ای داره رو زمین میچرخه و دنبال چیزی ...
ادامه مطلب